محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

مقدمه 12

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

فرد در آنجاست . من در آنجا شمار بسيارى از اسناد اندلسى و قشتالى مربوط به تاريخ مملكت غرناطه را يافتم و نيز مجموعه‌اى از فرمانهايى كه خطاب به عربهاى مسيحى شده يا دربارهء آنها صادر شده بود . همچنين مجموعه اسنادى از محاكم تفتيش عقايد درباره آنها و محاكمات آنها . از همهء اين اسناد عكس برداشتم و در خلال اين كتاب از آنها استفاده كرده‌ام و بسى حقايق تاريك را كه به يارى آنها روشن ساخته‌ام . همچنين بسيارى از اسناد باشندگان ( مدجنون ) و مستعربين را كه در ميان اين مجموعه‌هاى اسپانيايى يافتم مورد استفاده قرار دادم و به يارى اين اسناد زواياى تاريك زندگى آنان و احوال ايشان را در دوره‌هاى متأخر كه به كلى ارتباطشان با گذشته بريده شده بود و روشن گردانيدم . در كتابخانه اسكوريال علاوه بر كتابهاى ابن الخطيب دربارهء مملكت غرناطه چند اثر ديگر به دست آمد از جمله نسخه خطى كتاب « اخبار العصر فى انقضاء دولة بنى نصر » بود ، كه خاورشناس ميللر به انتشار آن همت گماشت ولى اصل نسخه پس از انتشار آن ناپديد شده بود . و ديگر رساله « اسنى المتاجر » بود در باب مهاجرت باشندگان ( مدجنون ) و رسالهء ابن خاتمه پيرامون طاعون بزرگ . از همه مهمتر دست‌يابى به آثار ابن الخطيب بود كه از آنها سخت بهره‌مند شده‌ام ولى متاسفانه چيزى مربوط به موريسكيها يا اعراب نصرانى شده در آنجا نبود . در خلال تفحص خود در كتابخانه رسولى واتيكان در رم نسخهء خطى مورخ و سيّاح بزرگ مصرى ، عبد الباسط بن خليل الحنفى را يافتم ، تحت عنوان « الروض الباسم فى حوادث العصر و التراجم » در اين كتاب بسيارى از حوادث اخير غرناطه آمده بود . سياح و مورخ مذكور خود در ايام ديدارش از غرناطه در روزگار سلطان ابو الحسن آن وقايع را به عيان ديده است . علاوه بر آن يك سند فقهى مهم يافتم حاوى نصايح و رهنمودهايى دينى به عربهاى متنصر و من همه آن را در جاى خود در اين كتاب نقل كرده‌ام . همچنين در خلال تفحصات خود در مغرب هم نصوص مفيدى حاصل كرده‌ام . در كنار اين اسناد تاريخى برخى اسناد كلاسيك قشتالى را هم يافته‌ام از آن جمله رواياتى است يا معاصر فاجعه و يا